تمام وقت می شد
لرزشی مهیب را
میانِ ثانیه ها احساس کرد
لرزشِ آرشه بر سیم ها
لرزشِ تارهای حنجره ای پُر
ارتعاشِ سطرهایی از شعری ناسُروده
انتخاب
بینِ فردا را با تو حرف زدن وُ
فراموشی را
در گلوله ای چپاندن وُ دستِ مغز را
از فرمان جدا کردن
حرف های زیادی برای گفتن است
که هیچ زمان
هیچ کجای زندگی
گفته نمی شوند
مثلِ دوستت دارم وقتی ..
کاش صبر می کردی تا ..
اگر بودم شاید امروز ..
سیدمحمد مرکبیان +
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 19:53 توسط لاک پشت
|