حضور انورتان عرضکنم که...
1
عجیب است
نامِ تو را بیلکنت
نمیتوان به میان آورد
2
جبرئیلی شده
دستانت
حامل وحی نوازش
3
خواب را
حرام کرد
مفتیِ چشمهایت
4
با هر پلک زدنت
کلمهای در من میمیرد
کلمهای در من زنده میشود
5
من بیتو هیچم
هیچتر
از این بادی که میآید...
6
غمگین شدنِ من سادهتر از این حرفهاست؛
من حتا با بالا و پایین شدن تُن صدای رانندههای خطی سهراه آذری حالم از اینرو به آنرو میشود
حالا تو...
7
حضور انورتان
عرضکنم که
دوستتان دارم...!
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 23:23 توسط لاک پشت
|