زمین می‌خورد
بارها و بارها
مچاله می‌شود از درد
شرمگین از بی‌دست و پایی‌اش

حیران است
این پیکر ِ غول کیست هر بار
آرام و بی‌گلایه و استوار
بلند می‌شود
از زمین در او

سارا محمدی اردهالی