در سکوتی ماتم افزا من کناری و مرغ شیدا
با من دل خسته گوید از چه بنشسته ای تو تنها
عشق یاری در دل دارم
میدهد هر دم آزارم
شکوه ها تا بر دل دارم
میگریزم از رسوایی می ستیزم با تنهایی
جام نوشین بر لب دارم
مرغ شیدا بیا بیا شاهد ناله حزینم شو
با نوایی به روز و شب هم صدای دل غمینم شو
ای صبا گر شنیده ای راز قلب شکسته ام امشب
تا پیامی به او رساند رهگذار دل حزینم شد
لحظه ای آسمان تو بنگر چهره ارغوانیم
با غم عشق او خزان شد نوبهار جوانیم ....
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم مهر ۱۳۸۸ ساعت 19:47 توسط لاک پشت
|