آه ، باران
چشم ها و چشمه ها خشك اند .
روشني ها محو در تاريكي دلتنگ ،
همچنان كه نام ها در ننگ !
هرچه پيرامون ما غرق تباهي شد .
آه ، باران ،
اي اميد جان بيداران !
بر پليدي ها - كه ما عمري است در گرداب آن غرقيم -
آيا، چيره خواهي شد ؟
(فریدون مشیری)
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم دی ۱۳۸۶ ساعت 1:26 توسط لاک پشت
|